Wednesday, May 21, 2008

دیشب

دیشب چشمانم ، خاطره انگیز به احترام تو نشستند
اما آن نارون احمق درمیانه شب به نور ماه چنان چنگ میزد
گویی که در این التهاب کسی بی غرض دست به زانو نمی گذارد

1 Comments:

Blogger علیکس said...

پشت تپه های هگمتانه،
مردی است به ساحت مسافر.
با قامتی سلیس،
و زخمیش که بر چهره مانده
- یادگار زمانه

May 23, 2008 at 11:17 AM  

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home